ورزش را معمولا با تقویت عضلات، سلامت قلب و کنترل وزن می شناسیم، اما تاثیر فعالیت بدنی به بدن محدود نمی شود. مغز نیز در پاسخ به ورزش دچار تغییرات قابل اندازه گیری می شود و این تغییرات می توانند با توجه، استرس، احساسات و خلق و خو ارتباط داشته باشند.
پژوهش های جدید علوم اعصاب نشان می دهند که حتی یک جلسه فعالیت بدنی می تواند الگوی ارتباط میان بعضی از نواحی مغز را تغییر دهد. البته این یافته به معنای آن نیست که ورزش می تواند به تنهایی همه مشکلات روانی را درمان کند، اما نشان می دهد رابطه میان حرکت بدن و سلامت روان، بسیار عمیق تر از چیزی است که تصور می کردیم.
یک جلسه ورزش چه تغییری در خلق و خو ایجاد می کند؟
یکی از یافته های جالب پژوهش های جدید این است که برای مشاهده بعضی از اثرات روانی ورزش، لزوما به ماه ها تمرین منظم نیاز نداریم. یک جلسه فعالیت بدنی نیز می تواند به صورت کوتاه مدت بر وضعیت هیجانی انسان تاثیر بگذارد.
البته میزان این تغییر به عواملی مانند نوع فعالیت، شدت ورزش، وضعیت جسمانی فرد و شرایط روانی اولیه او بستگی دارد. به همین دلیل، تجربه یک فرد بعد از ورزش ممکن است با فرد دیگری کاملا متفاوت باشد.
در یک مطالعه انجام شده توسط پژوهشگران بیمارستان دانشگاهی بن، 20 مرد جوان و دارای آمادگی جسمانی بالا در سه شرایط مورد بررسی قرار گرفتند:
- تمرین تناوبی با شدت کم
- تمرین تناوبی با شدت بالا
- شرایط کنترل که در آن فرد روی دوچرخه ثابت می نشست، اما تمرین فعال انجام نمی داد
خلق و خو و فعالیت مغزی شرکت کنندگان پیش و پس از هر جلسه بررسی شد. نتایج نشان داد که خلق و خوی مثبت پس از هر دو نوع فعالیت ورزشی افزایش پیدا کرد. ورزش با شدت بالا افزایش کمی بیشتری ایجاد کرد، اما تفاوت آن با ورزش شدت پایین از نظر آماری به اندازه ای نبود که بتوان یکی را به طور قطعی موثرتر دانست.
ورزش چگونه با شبکه های احساسی مغز ارتباط پیدا می کند؟
برای درک تاثیر ورزش بر احساسات، فقط اندازه گیری خلق و خو کافی نیست. پژوهشگران می خواهند بدانند در زمان بهتر شدن حال روانی، چه تغییراتی در مغز اتفاق می افتد.
در این مطالعه تمرکز اصلی روی ارتباط میان بخش هایی از مغز بود که در پردازش اطلاعات هیجانی و تجربه های درونی نقش دارند. یکی از مهم ترین یافته ها به رابطه میان آمیگدال و پرکونئوس مربوط می شد.
آمیگدال یا بادامه بیشتر به دلیل نقش خود در پردازش ترس شناخته می شود، اما عملکرد آن بسیار گسترده تر است و در تشخیص و ارزیابی اهمیت هیجانی رویدادها نیز مشارکت دارد.
- آمیگدال: در پردازش و ارزیابی محرک های هیجانی نقش دارد.
- پرکونئوس: با فرایندهایی مانند خوداندیشی، حافظه، توجه و تجربه های ذهنی ارتباط دارد.
- ارتباط میان این دو ناحیه: می تواند بخشی از نحوه هماهنگی فرایندهای هیجانی و درونی مغز را نشان دهد.
پرکونئوس چه نقشی در تنظیم احساسات دارد؟
پرکونئوس یکی از نواحی مغز است که در شبکه های مرتبط با فعالیت های ذهنی درونی قرار می گیرد. این ناحیه زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که ذهن به سمت خوداندیشی، یادآوری تجربه ها یا پردازش افکار درونی می رود.
ارتباط پرکونئوس با خلق و خو و تنظیم هیجانات باعث شده است که این ناحیه در پژوهش های مربوط به افسردگی و نشخوار فکری نیز مورد توجه قرار بگیرد. البته مشاهده ارتباط میان یک ناحیه مغزی و یک اختلال روانی به معنای وجود رابطه علت و معلولی ساده نیست.
در مطالعه مورد بحث، پژوهشگران مشاهده کردند که ورزش مانع ضعیف شدن رابطه میان آمیگدال و پرکونئوس شد. در ورزش با شدت بالا، حتی نشانه هایی از تقویت این الگوی ارتباطی دیده شد.
- در شرایط استراحت، ارتباط مخالف میان فعالیت آمیگدال و پرکونئوس ضعیف تر شد.
- پس از ورزش، این کاهش ارتباط مشاهده نشد.
- در مقایسه با شرایط کنترل، ورزش با شدت بالا تغییر بیشتری در برخی نواحی پرکونئوس ایجاد کرد.
این یافته ها نشان می دهند که ورزش ممکن است فقط احساس فرد را تغییر ندهد، بلکه به صورت موقت بر نحوه ارتباط شبکه های مغزی نیز اثر بگذارد.
آیا ورزش شدیدتر همیشه برای خلق و خو بهتر است؟

یکی از برداشت های اشتباه از چنین پژوهش هایی این است که هرچه ورزش شدیدتر باشد، تاثیر روانی آن نیز بیشتر خواهد بود. شواهد فعلی چنین نتیجه قطعی را تایید نمی کنند.
در مطالعه مورد بحث، ورزش با شدت بالا افزایش بیشتری در خلق و خوی مثبت ایجاد کرد، اما اختلاف آن با ورزش شدت پایین از نظر آماری معنادار نبود. بنابراین، نمی توان گفت برای بهبود خلق و خو حتما باید تمرین بسیار سنگین انجام داد.
نوع فعالیت، آمادگی جسمانی، میزان لذت فرد از ورزش، خواب، شرایط روانی و حتی امکان ادامه دادن برنامه ورزشی می توانند اهمیت زیادی داشته باشند. برای بسیاری از افراد، فعالیت متوسط و منظم انتخاب واقع بینانه تری از تمرین های بسیار شدید است.
- ورزش شدید لزوما به معنای اثر روانی بیشتر نیست.
- فعالیت بدنی منظم می تواند از شدت یک جلسه تمرین مهم تر باشد.
- انتخاب فعالیتی که فرد بتواند آن را در طول زمان ادامه دهد، اهمیت زیادی دارد.
- در افراد مبتلا به بیماری های زمینه ای، انتخاب شدت مناسب باید با شرایط جسمی آنها هماهنگ باشد.
ورزش چگونه در بلند مدت از مغز حمایت می کند؟
تاثیر ورزش بر مغز فقط به تغییرات چند دقیقه یا چند ساعت پس از تمرین محدود نمی شود. مطالعات مختلف نشان داده اند که فعالیت بدنی منظم می تواند با سلامت شناختی، عملکرد اجرایی، خواب و سلامت روان ارتباط داشته باشد.
فعالیت بدنی منظم همچنین با فرایندهایی مانند افزایش جریان خون مغزی و تغییر در برخی عوامل زیستی مرتبط با عملکرد و سازگاری عصبی ارتباط دارد. با این حال، سازوکار دقیق این اثرات هنوز در حال بررسی است.
پژوهش های پیشین نیز نشان داده اند که ماه ها ورزش هوازی منظم ممکن است ارتباط میان آمیگدال و پرکونئوس را تغییر دهد. این موضوع نشان می دهد که ورزش احتمالا فقط یک محرک موقتی برای احساس بهتر نیست و ممکن است در صورت تداوم، اثرات گسترده تری بر عملکرد مغز داشته باشد.
جمع بندی
پژوهش های جدید نشان می دهند که ورزش فقط عضلات و سیستم قلبی عروقی را فعال نمی کند؛ بلکه می تواند بر نحوه ارتباط میان بخش هایی از مغز که در پردازش هیجانات و افکار درونی نقش دارند نیز اثر بگذارد.
مطالعه انجام شده در بیمارستان دانشگاهی بن نشان داد که حتی یک جلسه ورزش می تواند با افزایش خلق و خوی مثبت و حفظ الگوی ارتباطی میان آمیگدال و پرکونئوس همراه باشد. این یافته به ویژه به دلیل ارتباط این شبکه ها با تنظیم هیجانات و فرایندهایی مانند نشخوار فکری اهمیت دارد.
با این حال، هنوز پرسش های زیادی باقی مانده است. مشخص نیست این تغییرات مغزی دقیقا چه مدت دوام دارند، آیا در افراد دارای افسردگی یا اضطراب به همان شکل رخ می دهند و کدام نوع فعالیت بدنی بیشترین اثر را ایجاد می کند.
بدون نظر! اولین نفر باشید