چربی بدن همیشه به معنای ذخیره انرژی اضافی نیست. نوعی از بافت چربی به نام «چربی قهوه ای» وظیفه دارد انرژی را بسوزاند و به تولید گرما کمک کند. اکنون پژوهشی تازه نشان می دهد که وجود این بافت در بدن ممکن است با سلامت بهتر قلب، کاهش احتمال ابتلا به دیابت نوع ۲ و شیوع کمتر برخی اختلالات روانی ارتباط داشته باشد.
در این مطالعه که در نشریه علمی Nature منتشر شده است، پژوهشگران با استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل پرونده های پزشکی بیش از ۱۰۱ هزار بیمار، ارتباط میان چربی قهوه ای و وضعیت سلامت افراد را بررسی کردند. نتایج نشان داد افرادی که این بافت در بدنشان قابل شناسایی بود، کمتر به برخی بیماری های متابولیک، قلبی و روانی مبتلا بودند. همچنین آزمایش های تکمیلی نشان داد داروی لوزارتان می تواند فعالیت سلول های چربی قهوه ای را افزایش دهد؛ یافته ای که شاید در آینده به توسعه روش های درمانی جدید کمک کند، اما هنوز برای نتیجه گیری درباره کاربرد آن در درمان انسان کافی نیست.
چربی قهوه ای چیست و چه تفاوتی با چربی سفید دارد؟

بیشتر بافت چربی بدن انسان از نوع چربی سفید تشکیل شده است. این بافت انرژی اضافی را ذخیره می کند و در صورت افزایش بیش از اندازه می تواند با مشکلات متابولیک و افزایش خطر برخی بیماری ها ارتباط داشته باشد. در مقابل، چربی قهوه ای بیشتر به تولید گرما کمک می کند و برای این کار از انرژی ذخیره شده در بدن استفاده می کند.
چربی قهوه ای حاوی میتوکندری های فراوان است. میتوکندری ها ساختارهایی درون سلول هستند که در فرایند تولید انرژی نقش دارند. وجود پروتئینی به نام UCP1 در این بافت به تبدیل انرژی به گرما کمک می کند. به همین دلیل، چربی قهوه ای در تنظیم دمای بدن اهمیت دارد.
در گذشته تصور می شد این بافت عمدتا در نوزادان وجود دارد، اما بررسی های تصویربرداری نشان داده اند که برخی بزرگسالان نیز چربی قهوه ای فعال دارند. این بافت معمولا در نواحی مانند گردن، بالای ترقوه و اطراف ستون فقرات دیده می شود. پژوهشگران اکنون در حال بررسی این موضوع هستند که فعالیت چربی قهوه ای چگونه می تواند با سلامت متابولیک و عملکرد سایر اندام ها ارتباط داشته باشد.
بررسی بیش از ۱۰۱ هزار بیمار با کمک هوش مصنوعی
برای بررسی ارتباط چربی قهوه ای با بیماری های مختلف، پژوهشگران پرونده های پزشکی ۱۰۱ هزار و ۲۴۳ بیمار بزرگسال را تحلیل کردند. داده ها از تصویربرداری های پزشکی PET-CT به دست آمده بودند. این روش با استفاده از تصویربرداری مقطعی و ردیاب های ویژه، اطلاعاتی درباره فعالیت متابولیک بافت های بدن فراهم می کند.
شناسایی چربی قهوه ای در حجم بزرگی از تصاویر پزشکی کار ساده ای نیست. به همین دلیل، محققان از روش های هوش مصنوعی برای بررسی و اندازه گیری فعالیت این بافت استفاده کردند. در بخشی از پژوهش، فعالیت چربی قهوه ای حدود ۸۷۰۰ بیمار در شش ناحیه مختلف بدن ارزیابی شد.
سپس پژوهشگران وضعیت سلامت افراد دارای چربی قهوه ای را با دیگر بیماران مقایسه کردند. آنها ارتباط این بافت را با بیماری های متابولیک، مشکلات قلبی و برخی اختلالات روانی بررسی کردند. استفاده از این حجم گسترده از داده ها به محققان امکان داد الگوهایی را شناسایی کنند که بررسی دستی آنها بسیار زمان بر بود. با این حال، داده های حاصل از پرونده های پزشکی به تنهایی نمی توانند رابطه علت و معلولی را اثبات کنند.
ارتباط چربی قهوه ای با کاهش احتمال دیابت و بیماری های قلبی
یکی از مهم ترین یافته های پژوهش، ارتباط میان وجود چربی قهوه ای و شیوع کمتر برخی بیماری های متابولیک و قلبی بود. این ارتباط به ویژه از آن جهت اهمیت دارد که اختلال در تنظیم قند و چربی خون می تواند خطر ابتلا به بیماری های مزمن را افزایش دهد.
براساس نتایج گزارش شده، افراد دارای چربی قهوه ای در مقایسه با افراد فاقد این بافت، وضعیت مطلوب تری از نظر چند شاخص سلامت داشتند:
- دیابت نوع ۲: احتمال ابتلا در گروه دارای چربی قهوه ای حدود ۵۸ درصد کمتر گزارش شد.
- بیماری ایسکمیک قلب: این گروه حدود ۴۷ درصد کمتر با این بیماری مواجه بودند.
- فشار خون بالا: وجود چربی قهوه ای با شیوع کمتر فشار خون بالا ارتباط داشت.
- شاخص های آزمایشگاهی: در افراد دارای این بافت، برخی شاخص های مرتبط با قند خون، چربی های خون و التهاب وضعیت مطلوب تری داشتند.
- سلامت قلب: بررسی های اکوکاردیوگرافی نیز با برخی شاخص های بهتر عملکرد قلب در این گروه همراه بود.
آیا چربی قهوه ای با سلامت روان نیز ارتباط دارد؟
یافته های این پژوهش به بیماری های جسمی محدود نبود. محققان مشاهده کردند که وجود چربی قهوه ای با شیوع کمتر برخی اختلالات روانی، از جمله اختلالات اضطرابی و دوره های افسردگی، ارتباط دارد. این نتیجه توجه پژوهشگران را به احتمال وجود ارتباط میان فعالیت متابولیک بدن و سلامت روان جلب کرده است.
با این حال، هنوز مشخص نیست این ارتباط از چه مسیری شکل می گیرد. سلامت متابولیک، التهاب، فعالیت هورمونی، وضعیت عمومی بدن و عوامل مرتبط با سبک زندگی ممکن است در ارتباط میان این دو نقش داشته باشند. همچنین ممکن است عواملی وجود داشته باشند که هم بر میزان چربی قهوه ای و هم بر وضعیت سلامت روان تاثیر بگذارند.
بنابراین، یافته های جدید را نباید به این معنا دانست که چربی قهوه ای از افسردگی یا اضطراب جلوگیری می کند یا فعال کردن آن می تواند جایگزین درمان های روان شناختی و دارویی شود. برای روشن شدن این ارتباط، پژوهش های بیشتری لازم است.
نقش لوزارتان در فعال کردن چربی قهوه ای چیست؟

یکی دیگر از بخش های مهم پژوهش، بررسی ارتباط داروهای مختلف با وجود چربی قهوه ای بود. محققان متوجه شدند مصرف برخی داروهای گروه مسدودکننده گیرنده آنژیوتانسین، از جمله لوزارتان، با احتمال بیشتر شناسایی چربی قهوه ای ارتباط دارد.
پژوهشگران برای بررسی دقیق تر این یافته، آزمایش هایی روی سلول های چربی قهوه ای انجام دادند. نتایج نشان داد لوزارتان می تواند فعالیت متابولیک این سلول ها را افزایش دهد. در آزمایش های حیوانی نیز مصرف این دارو با افزایش مصرف انرژی در موش ها همراه بود.
این یافته ها از این ایده حمایت می کنند که شاید بتوان در آینده از برخی داروهای موجود برای هدف قرار دادن چربی قهوه ای استفاده کرد. با این حال، بخش مهمی از شواهد مربوط به فعال شدن مستقیم این بافت از آزمایش های سلولی و حیوانی به دست آمده است. هنوز باید مشخص شود که آیا چنین اثری در انسان نیز به شکل معنادار و ایمن رخ می دهد یا خیر.
نکته مهم: لوزارتان دارویی برای درمان فشار خون و برخی بیماری های قلبی است. نتایج این پژوهش به معنای توصیه به مصرف آن برای فعال کردن چربی قهوه ای یا کاهش وزن نیست. تغییر دارو یا مصرف آن بدون تجویز پزشک می تواند خطرناک باشد.
جمع بندی
پژوهش جدید منتشر شده در نشریه Nature نشان می دهد که چربی قهوه ای ممکن است فراتر از نقش خود در تولید گرما، با سلامت متابولیک، عملکرد قلب و شیوع کمتر برخی اختلالات روانی ارتباط داشته باشد. بررسی بیش از ۱۰۱ هزار پرونده پزشکی با کمک هوش مصنوعی، ارتباط این بافت را با احتمال کمتر ابتلا به دیابت نوع ۲، بیماری ایسکمیک قلب، اضطراب و افسردگی نشان داده است. همچنین آزمایش های اولیه حاکی از آن هستند که لوزارتان می تواند فعالیت چربی قهوه ای را افزایش دهد. با این حال، این نتایج هنوز به معنای اثبات اثر محافظتی مستقیم یا معرفی درمانی تازه نیستند. مطالعات بالینی بیشتر باید مشخص کنند که آیا می توان از این یافته ها برای پیشگیری یا درمان بیماری ها در انسان استفاده کرد.
بدون نظر! اولین نفر باشید