وقتی فردی تصمیم میگیرد برای اضطراب، افسردگی، مشکلات عاطفی، تعارضهای خانوادگی یا الگوهای تکرارشونده زندگی از روانشناس کمک بگیرد، معمولاً اولین دغدغه او پیدا کردن یک درمانگر مناسب است. اما موضوع مهم دیگری هم وجود دارد که گاهی کمتر مورد توجه قرار میگیرد: درمانگر با چه رویکردی کار میکند؟
ممکن است دو روانشناس با فردی که مشکل مشابهی دارد کار کنند، اما شیوه جلسات، نوع پرسشها، تمرینها و حتی نگاه آنها به منشأ مشکل کاملاً متفاوت باشد.
دلیل این تفاوت را باید در رویکردهای مختلف رواندرمانی جستوجو کرد.
رویکرد درمانی را میتوان به نوعی «نقشه راه» درمانگر دانست؛ نقشهای که مشخص میکند مشکل چگونه تفسیر شود، چه عواملی در ایجاد یا ادامه آن نقش دارند و برای تغییر شرایط از چه ابزارهایی استفاده شود.
به همین دلیل، شناخت کلی رویکردهای روانشناسی میتواند به مراجع کمک کند با آگاهی بیشتری وارد فرایند درمان شود.
رویکرد درمانی دقیقاً چه چیزی را در جلسات رواندرمانی تغییر میدهد؟
رویکرد درمانی فقط یک عنوان علمی کنار نام روانشناس نیست. انتخاب رویکرد میتواند بر بخشهای مختلف درمان اثر بگذارد؛ از نوع رابطه میان درمانگر و مراجع گرفته تا مدت احتمالی درمان و تکنیکهایی که در جلسات مورد استفاده قرار میگیرند.
برای مثال، یک درمانگر شناختی ممکن است بیشتر روی رابطه میان افکار، احساسات و رفتارهای فعلی فرد تمرکز کند؛ در حالی که درمانگر روانپویشی ممکن است به تجربههای گذشته، روابط اولیه و الگوهایی توجه کند که بدون آگاهی فرد در روابط امروز او تکرار میشوند.
درمانگر دیگری نیز ممکن است به جای پیروی کامل از یک مکتب، مجموعهای از تکنیکهای چند رویکرد را متناسب با شرایط مراجع به کار بگیرد.
بنابراین سؤال اصلی همیشه این نیست که «کدام روش بهتر است؟» بلکه باید پرسید:
کدام شیوه درمان برای این فرد، با این مشکل و در این مرحله از زندگی مناسبتر است؟
از روانکاوی تا درمانهای مدرن؛ چرا این همه رویکرد مختلف وجود دارد؟
روانشناسی در طول بیش از یک قرن تحت تأثیر دیدگاههای متفاوتی درباره ذهن و رفتار انسان قرار گرفته است.
روانکاوی بر ناخودآگاه و تجربههای گذشته تأکید کرد. رفتارگرایی نشان داد بسیاری از رفتارها از طریق یادگیری ایجاد و تقویت میشوند. نظریههای شناختی نقش افکار و باورها را برجسته کردند و رویکردهای انسانگرایانه بر پذیرش، رشد شخصی و تجربه فردی تمرکز داشتند.
بعدها بسیاری از روشهای جدیدتر از ترکیب یا توسعه همین مکاتب شکل گرفتند.
امروزه برای شناخت دقیقتر این خانوادههای درمانی میتوان از یک دستهبندی ساده استفاده کرد:
| دسته اصلی | رویکردهای زیرمجموعه | کاربرد و ویژگیها |
| روانتحلیلی / روانپویشی | روانکاوی کلاسیک، رواندرمانی پویشی کوتاهمدت | تمرکز بر ناخودآگاه، تعارضات گذشته و روابط اولیه |
| شناختی-رفتاری | CBT کلاسیک، ACT، DBT، MBCT، ERP، REBT | رویکردهای ساختارمند با تمرکز بر شناخت، رفتار و مهارتهای عملی |
| انسانگرایانه / هیجانمدار | EFT، درمان اگزیستانسیال، درمان فردمدار | تمرکز بر رشد شخصی، تجربه هیجان، خودشناسی و رابطه درمانی |
| طرحوارهدرمانی | تلفیقی از CBT، روانپویشی و تکنیکهای تجربی | توجه به الگوها و باورهای عمیق و پایدار |
| رویکردهای یکپارچهنگر و نوین | درمان متمرکز بر راهحل، ذهنآگاهی، درمان فراشناختی و روشهای تلفیقی | انتخاب تکنیکها متناسب با ویژگیها و نیازهای هر فرد |
این دستهبندی البته تمام مکاتب روانشناسی را پوشش نمیدهد، اما تصویر خوبی از تفاوت مسیرهای اصلی رواندرمانی ارائه میکند.
برای مطالعه جزئیتر درباره تاریخچه، مکاتب اصلی، روشهای مدرن و تفاوت آنها، راهنمای جامع رویکردهای روانشناسی در وبسایت حال خوب، این روشها را بهصورت جداگانه بررسی کرده است.
آیا CBT برای همه مناسب است؟
درمان شناختی رفتاری یا CBT یکی از شناختهشدهترین روشهای رواندرمانی است و در بسیاری از مشکلات روانشناختی مورد استفاده قرار میگیرد.
در این رویکرد، توجه زیادی به ارتباط میان فکر، احساس و رفتار میشود و درمان معمولاً ساختار مشخصتری دارد. ممکن است درمانگر از تمرینهای بین جلسات، ثبت افکار یا بررسی رفتارهای اجتنابی استفاده کند.
اما رایج بودن یک روش به این معنا نیست که همان روش برای هر فرد و هر مسئلهای بهترین انتخاب است.
برای مثال، فردی ممکن است بیش از تکنیکهای شناختی به بررسی الگوهای عمیق روابط، تجربههای دوران کودکی یا هیجانهایی نیاز داشته باشد که سالها از آنها اجتناب کرده است.
در چنین شرایطی ممکن است درمانگر از روشهایی مانند رواندرمانی پویشی، طرحوارهدرمانی یا درمان هیجانمدار استفاده کند.
مشکلات عمیق و الگوهای تکرارشونده چگونه بررسی میشوند؟
گاهی مسئله فرد فقط یک علامت مشخص مانند اضطراب یا بیخوابی نیست.
ممکن است شخص بارها وارد روابط مشابه شود، نسبت به طرد شدن حساسیت زیادی داشته باشد، دائماً نیازهای خود را نادیده بگیرد یا با وجود آگاهی از الگوی رفتاری خود نتواند آن را تغییر دهد.
در چنین مواردی درمان ممکن است نیازمند بررسی عمیقتری باشد.
طرحوارهدرمانی، برخی درمانهای روانپویشی و رویکردهای یکپارچهنگر از جمله روشهایی هستند که میتوانند به بررسی این الگوهای پایدار بپردازند.
هدف فقط حذف یک نشانه نیست؛ بلکه شناخت سازوکارهایی است که ممکن است سالها در زندگی فرد تکرار شده باشند.
اگر مشکل بیشتر در روابط و هیجانات باشد چه؟
همه مشکلات روانشناختی فقط از افکار منفی ناشی نمیشوند.
گاهی مسئله اصلی فرد این است که نمیتواند هیجان خود را تشخیص دهد، درباره آن صحبت کند یا در یک رابطه احساس امنیت داشته باشد.
در چنین شرایطی رویکردهایی که بیشتر به هیجان و روابط بینفردی توجه دارند میتوانند در نظر گرفته شوند.
برای نمونه، در درمان متمرکز بر هیجان، درمانگر تلاش میکند فرد بتواند هیجانهای اصلی خود را بهتر شناسایی و تجربه کند.
در زوجدرمانی نیز توجه به الگوهای تعاملی میان دو نفر اهمیت زیادی دارد؛ یعنی درمانگر فقط رفتار یک نفر را بررسی نمیکند، بلکه چرخهای را میبیند که میان هر دو نفر شکل گرفته است.
آیا برای مشکلات شدید روانشناختی فقط رواندرمانی کافی است؟
نه همیشه.
بعضی مشکلات روانشناختی ممکن است نیازمند ارزیابی همزمان توسط روانشناس و روانپزشک باشند. در این شرایط تصمیم درباره دارودرمانی یا سایر مداخلات پزشکی باید توسط متخصص مربوط انجام شود.
درمان روانشناختی و درمان پزشکی الزاماً رقیب یکدیگر نیستند و در برخی شرایط میتوانند بخشی از یک برنامه درمانی چندجانبه باشند.
به همین دلیل ارزیابی اولیه اهمیت زیادی دارد. فرد نباید صرفاً بر اساس مطالب اینترنتی برای خود تشخیص یا روش درمان تعیین کند.
چرا درمانگران یکپارچهنگر فقط به یک تکنیک وابسته نیستند؟
در سالهای اخیر توجه بیشتری به درمانهای فردمحور و یکپارچهنگر شده است.
در چنین مدلی، درمانگر ابتدا مسئله، شرایط زندگی، ویژگیهای شخصیتی، سابقه فرد و هدف او از درمان را بررسی میکند و سپس تکنیکهای مناسب را انتخاب میکند.
ممکن است بخشهایی از درمان ساختار شناختی-رفتاری داشته باشد، اما در جلسات دیگر بررسی هیجانها، روابط گذشته یا الگوهای عمیقتر نیز ضرورت پیدا کند.
این انعطاف زمانی مفید است که بر پایه آموزش تخصصی و یک چارچوب درمانی منسجم انجام شود؛ نه اینکه تکنیکهای مختلف بدون منطق مشخص کنار یکدیگر قرار گیرند.
یک جدول ساده برای درک تفاوت انتخابهای درمانی
میتوان برخی نیازهای رایج را بهصورت ساده اینگونه دستهبندی کرد:
| مسئله یا هدف درمان | رویکردهایی که ممکن است بررسی شوند | محور اصلی |
| اضطراب و افسردگی | CBT، ACT، MBCT و سایر روشهای متناسب با ارزیابی | افکار، رفتار، پذیرش و مهارتهای تنظیم روانی |
| مشکلات ارتباطی و زوجی | EFT، درمان سیستمی و رویکردهای زوجدرمانی | هیجان و الگوهای رابطه |
| الگوهای شخصیتی و مشکلات ریشهدار | طرحوارهدرمانی، درمانهای روانپویشی | الگوهای عمیق و تکرارشونده |
| بحران هویت و رشد فردی | انسانگرایانه، اگزیستانسیال و درمانهای تلفیقی | معنا، هویت و خودشناسی |
| نوسانات شدید هیجانی | بسته به ارزیابی، روشهایی مانند DBT | تنظیم هیجان، تحمل پریشانی و مهارتهای بینفردی |
| اختلالات شدیدتر | ارزیابی روانشناختی و در صورت نیاز روانپزشکی | برنامه درمانی چندجانبه |
***نکته مهم: این جدول نباید بهعنوان نسخه درمانی مورد استفاده قرار گیرد. تشخیص و انتخاب درمان به ارزیابی تخصصی وابسته است.
نقش درمانگر از نام رویکرد مهمتر است
گاهی افراد مدت زیادی در اینترنت جستوجو میکنند تا متوجه شوند CBT بهتر است یا طرحوارهدرمانی، روانکاوی انتخاب مناسبتری است یا ACT.
اما یک نکته مهم ممکن است در این جستوجوها فراموش شود:
رویکرد درمانی فقط یکی از اجزای درمان است.
تجربه و آموزش درمانگر، توانایی او در ایجاد رابطه درمانی، ارزیابی صحیح، رعایت مرزهای حرفهای و تناسب میان درمانگر و مراجع نیز اهمیت زیادی دارند.
حتی یک رویکرد علمی اگر بدون ارزیابی درست یا توسط فردی که آموزش کافی در آن ندیده اجرا شود، الزاماً تجربه درمانی مناسبی ایجاد نخواهد کرد.
دکتر الهام آقایی و تأکید بر انتخاب فردمحور رویکرد درمانی
در مقاله تخصصی مربوط به رویکردهای درمانی در سایت کلینیک حال خوب، این موضوع مورد توجه قرار گرفته است که نمیتوان برای تمام مراجعان یک مسیر درمانی یکسان تعریف کرد.
دکتر الهام آقایی، مدیر کلینیک حال خوب، بر تدوین علمی محتوای مربوط به این حوزه نظارت داشتهاند و در این مجموعه نیز انتخاب درمانگر و مسیر درمان بر اساس نوع مسئله، شرایط مراجع و حوزه تخصصی درمانگر انجام میشود.
این موضوع بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که فرد هنوز نمیداند مشکل او بیشتر به درمان ساختارمند کوتاهمدت نیاز دارد یا بررسی عمیقتر الگوهای هیجانی و شخصیتی.
در چنین شرایطی، ارزیابی اولیه میتواند نقطه شروع منطقیتری نسبت به انتخاب خودسرانه یک رویکرد براساس نام یا محبوبیت آن باشد.
قبل از شروع درمان چه سؤالهایی میتوان از روانشناس پرسید؟
اگر شناخت زیادی از رویکردهای رواندرمانی ندارید، لازم نیست قبل از اولین جلسه اصطلاحات تخصصی روانشناسی را یاد بگیرید.
اما میتوانید چند سؤال ساده مطرح کنید:
- شما معمولاً با چه رویکرد درمانی کار میکنید؟
- این روش برای مشکل من چگونه استفاده میشود؟
- جلسات معمولاً ساختار مشخص یا تمرین بین جلسات دارند؟
- چگونه متوجه میشویم که درمان در حال پیشرفت است؟
- اگر روش اولیه مؤثر نبود، آیا برنامه درمان قابل تغییر است؟
- آیا شرایط من نیازمند ارزیابی روانپزشکی نیز هست؟
- تجربه شما در درمان مسائل مشابه چیست؟
یک درمانگر حرفهای معمولاً میتواند درباره منطق کلی درمان به زبان قابل فهم توضیح دهد.
آیا باید قبل از مراجعه، رویکرد درمانی خود را انتخاب کنیم؟
در بیشتر موارد نه.
آشنایی با رویکردهای مختلف مفید است، اما مسئولیت تشخیص و طراحی درمان نباید کاملاً بر دوش مراجع قرار گیرد.
فرد میتواند ترجیحات خود را بیان کند؛ مثلاً بگوید که به درمان ساختارمند علاقه دارد، نمیخواهد تمام جلسات فقط درباره گذشته صحبت کند یا برعکس احساس میکند مسائل ریشهداری دارد که نیازمند بررسی عمیقتر هستند.
سپس درمانگر باید این ترجیحات را در کنار ارزیابی تخصصی در نظر بگیرد.
گاهی نیز پس از چند جلسه مشخص میشود که روش اولیه نیازمند تغییر یا تکمیل است. این موضوع لزوماً به معنای شکست درمان نیست و میتواند بخشی طبیعی از فرایند ارزیابی و درمان باشد.
جمعبندی؛ بهدنبال «بهترین رویکرد» نباشید، بهدنبال درمان متناسب باشید
تنوع رویکردهای روانشناسی ممکن است در ابتدا گیجکننده به نظر برسد، اما وجود این تنوع یک مزیت مهم دارد: همه افراد مجبور نیستند با یک نسخه یکسان درمان شوند.
CBT، ACT، DBT، رواندرمانی پویشی، درمان انسانگرایانه، EFT، طرحوارهدرمانی و سایر روشها هرکدام از زاویه متفاوتی به ذهن و رفتار انسان نگاه میکنند.
در عمل، انتخاب مسیر درمان باید بر اساس مجموعهای از عوامل انجام شود؛ از جمله نوع مشکل، شدت علائم، سابقه فرد، سبک شخصیتی، هدف او از درمان و تخصص درمانگر.
بنابراین آشنایی با رویکردها میتواند شروع خوبی باشد، اما تصمیم نهایی بهتر است پس از ارزیابی حرفهای گرفته شود.
مهمتر از پیدا کردن یک نام مشهور در میان روشهای رواندرمانی، پیدا کردن مسیری است که بتواند به شکل علمی، ایمن و متناسب با شرایط هر فرد ادامه پیدا کند.
بدون نظر! اولین نفر باشید